تبليغاتX
در جستجوی عدالت

«... مجلس مأمن مردم و مردمی‎ترین مجلس دنیا، برآمده از متن مردم است... دولت آینده، دولت تئوری‎پرداز نیست؛ دولت قوه مجریه است. قانون را شما تصویب می‎کنید و ما دقیق و سریع اجرا می‎کنیم... بعد نظارتی مجلس را تقویت کنیم [چون] هیچ رییس‎جمهوری و دولتی نیست که همه کار‎ها را خودش انجام دهد...»

این جملات متعلق به رییس‎جمهوری است که بعد از اجماع همه گروه‎‎های اصول‎گرا، در رقابتی نفس‎گیر، توانسته بود با رأی بالایی از سد اکبر هاشمی رفسنجانی بگذرد. به گواهی تاریخ، محمود احمدی‎نژاد، 22 تیر ماه 84، در مجلس حضور یافت و این جملات را در اولین دیدار با نمایندگان گفت و نوید داد که برخلاف کشمکش‎‎های میان دولت خاتمی و مجلس هفتم؛ شاهد دولت و مجلسی هماهنگ و معتقد به ارزش‎ها خواهیم بود اما...


کسی‎که خود در ابتدا می‎گفت کارش نظریه‎پردازی نیست، رو به نظریه‎پردازی آورد و دولت او از عدم اعتقاد به جنگ فرهنگی، توانایی انسان در خلقت همه‎چیز و پایان دوران اسلام‎گرایی دم می‎زند!


او، در ابتدا، می‎گفت مجلس برآمده از متن مردم و مأمن مردم است؛ اما امروز، بر خلاف فرمایش امام راحل (رحمت‎الله‎علیه) می‎گوید مجلس در رأس امور نیست!


به صراحت گفت، دولت باید قوانین مجلس را سریع و دقیق اجرایی کند؛ اما امروز، به‎راحتی می‎گوید فلان قانون را اجرا نمی‎کند؛ چون به آن اعتقاد ندارد...


از این دست مثال‎‎ها زیاد است و گفتنش مثنوی صد من کاغذ می‎طلبد؛ اما مقصود از طرح این موضوع، ورود به مسأله‎ای است که در دولت محمود احمدی‎نژاد، به‎خصوص در این اواخر، در جریان بوده و بخشی از فضای رسانه‎‎ها را اشغال کرده است؛ صحبت از «طرح سؤال از رییس‎جمهوری» است.


پرواضح است که آن محمود احمدی‎نژادی که دولت‎اش با شعار عدالت و بازگشت به اصول و ارزش‎‎ها روی کار آمد، نتوانست حد انتظاری را که در ابتدا در هواداران خود ایجاد کرد، اجرایی کند. در باب چرایی این نزول، باید تحلیل‎گران در وقت مقتضی به تحلیل ابعاد تغییرات گفتمانی و رفتاری دولت بپردازند؛ اما نکته‎ای که در پرونده حاضر مطرح شده از باب نقدپذیری دولت و بحث پاسخگویی شخص رییس‎جمهوری در برابر پرسش‎های نمایندگان مجلس به‎عنوان منتخبان مردم است.


به‎وجود آمدن کشمکشی به نام «طرح سؤال از رییس‎جمهوری»، محصول نظارت ناقص مجلس، لج‎بازی دولت در برابر نقد دلسوزان، بعضا نقد‎های مخرب و از روی بغض منتقدان و همچنین در درجه‎ای بالاتر، حمایت‎‎های کورکورانه عده‎ای از طرفداران متعصب دولت است که در کنار یکدیگر، دست به دست هم دادند و نگذاشتند دولت راه اولیه خود را [که مورد تأیید رهبر معظم انقلاب نیز بود] ادامه دهد.

نوشته شده توسط علی رجبی در شنبه یکم بهمن 1390 |

یک پرسش، دو نکته و یک پاسخ درباره ماندگاری انقلاب اسلامی؛

نهال نوپای انقلاب اسلامی، که از اوایل دهه 40 شمسی، بذر آن در خاک نهاده شد و در تاریخ 22 بهمن سر از خاک میهن بیرون آورد؛ از همان ابتدای پیدایش مورد هجوم نظام سلطه، جریان‏ های معارض با اسلام و فریب‏ خوردگان داخلی بوده است.

تصور کنید نظامی تازه تاسیس را؛ که از هر طرف با مشکلات عدیده ‏ای مواجه است. از یک سوی مورد حمله ناجوانمردانه رژیم تا دندان مسلح عراق و بیست و اندی هم‏ پیمانش قرار گرفته؛ از طرف دیگر هر لحظه بیش از لحظه قبل در کانون دسیسه‏ چینی و فتنه ‏گری نظام غرب قرار می‏ گیرد؛ از سمتی دیگر گروهک‏ های جدایی ‏طلب با تحریک بیگانگان در بعضی نقاط آن فعال شده ‏اند؛ و از طرفی دیگر هم مسئولین بلندپایه و حتی مردم کوچه و بازارش مورد ترورهای ناجوانمردانه قرار می ‏گیرند. البته در کنار این‏ ها، تحریم‏ های اقتصادی بر علیه کشور را نیز باید به عنوان یکی دیگر از حربه‏ هایی در نظر بگیرید که برای زمین زدن هر ملتی کافی است؛ به ویژه آنکه در آن زمان جمهوری اسلامی ایران کمتر از 5 سال از تاسیس آن می ‏گذشت.

سوالی که اینجا مطرح می ‏شود این است که، در جایی که غربی ‏ها با استفاده از انقلاب‏های رنگین و کودتاهای مخملین می‏ توانند حکومت‏ هایی همچون اوکراین، گرجستان و ... را تغییر بدهند؛ چگونه است با وجود آن‏که همه راه ‏ها بر علیه مردم ایران از جمله تهدیدها، دسیسه‏ چینی‏ها، تحریم‏ ها، ترورها و در یک کلام فتنه‏ انگیزی‏ ها را در تمامی این سی‏ و‏ اندی سال پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی امتحان کرده ‏اند؛ هنوز موفق نشده ‏اند کوچک‏ترین خللی در روند رو به رشد انقلاب اسلامی و انگیزه انقلابی قاطبه مردم ایران وارد کنند؟

نکته‏ ای که اینجا حائز اهمیت است این است که نه تنها دشمنان در تمامی این سال‏ها نتوانسته‏ اند به هدف خود یعنی حذف جمهوری اسلامی ایران نزدیک بشوند، بلکه امروز در مخمصه ‏ای به نام تکثیر انقلاب اسلامی ایران نیز گیر کرده ‏اند و هر روز با دست و پا زدنی مذبوحانه، بیش از پیش در گرداب شکست فرو می‏ روند؛ شکست‏ هایی که اگر بخواهیم تنها تیتروار به آن‏ها اشاره کنیم، مثنوی هفتاد من خواهد شد.

و اما پاسخ به این سوال چیست؟ رمز ماندگاری ملت ما و تکثیر شور انقلابی آن‏ها در سرتاسر دنیا به ویژه در بین ملت‏های عربی و اسلامی منطقه خاورمیانه چیست؟

حضرت آیت ‏الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب به این سوال پاسخ داده اند: «... راز ماندگارى این انقلاب، اتکاى به ایمان‏ هاست؛ اتکاى به خداست. لذا شما مى‌بینید آن روزى که توده‌ى عظیم مردم در سرتاسر کشور احساس کنند که دشمنى‌اى متوجه انقلاب است، احساس کنند که دشمنىِ جدى‌اى وجود دارد، بدون فراخوان حرکت می‏کنند ...»

به زبان دیگر، در مواجهه با تهدیدات جریان‏ های معاند بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، نقش سرمایه اجتماعی بی‏ بدیل نظام که منشعب از نیروی ایمان و توکل به خدا در میان ملت است؛ واقعیتی است که نظام‏ های دیگر از آن بی‏ بهره‏ اند.

***

اگر خدا قبول کند به پاسداشت نه دی، در هفته نامه پنجره شماره 121 که در سالگرد این حماسه بزرگ منتشر شد، پرونده ای تقریبا مفصل کار کرده ایم. اگرچه قطعا نمی ‏تواند حتی گوشه‏ ای از ابعاد «یوم ‏الله نهم‏ دی» به عنوان یکی از روزهای تجلی سرمایه اجتماعی انقلاب را  ادا کند؛ اما سعی کرده تا ادای دینی باشد در خور مردم شریف و بصیر ایران. پس بگیرید و بخوانید و لذت ببرید...


نوشته شده توسط علی رجبی در یکشنبه یازدهم دی 1390 |

تجمع در برابر مجلس در اعتراض به وقف دانشگاه آزاد

مجلس شورای اسلامی به مصوبه ای رای می دهد که دانشگاه آزاد را ملک شخصی عده ای می پندارد و آن را موقوفه ای از طرف آنها. دانشجو -به عنوان قشری که وابستگی سیاسی ندارد- از این اقدام خلاف قانون و خلاف نظر رهبری، خشمگین است و در جلوی مجلس تجمعی اعتراض آمیز برگزار می کند.

این تجمع و تحصن که برخواسته از شور انقلابی دانشجویان است اما به جایی کشیده می شود که اساس دانشگاه آزاد و اساس مجلس شورای اسلامی به عنوان عصاره ی فضائل ملت را زیر سوال می برد و با تندروی بعضی دانشجویان و موج سواری عده ای از خود مجلسی ها به انحراف کشیده می شود؛ به طوریکه دکتر علیرضا زاکانی از فعالان تجمع دانشگاه آزاد، بعدها درباره این تجمع می گوید: «... این تجمع که با نیت بسیار خوبی تشکیل شده بود، مورد سوءاستفاده قرار گرفت و دستخوش حوادثی شد. عده ‏ای هم بر موج احساسات سوار شدند و از اساس، اصل مجلس را زیر سؤال بردند. بعضی از همکاران خود ما هم با آن‎ها هم‏صدا شدند. اما ما در همان جمع، با سمت‎و‎سویی که تجمع می رفت، مخالفت کردیم، چرا که باید مجلس را از این تصمیم غلط جدا می کردیم... »


http://www.jahannews.com/images/docs/files/000121/nf00121563-1.jpg


یازدهم رمضان سال 89؛ در دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب، ایشان نیز به روشنی نسبت به رفتارهای بعضی دانشجویان در تحصن مقابل مجلس شورای اسلامی - که در اعتراض به مصوبه وقف دانشکاه آزاد برگزار شده بود- گلایه کردند:

«بحث تجمع در برابر مجلس را مطرح كرديد، كه من البته در آن مورد هيچ اظهار نظرى نمي كنم؛ فقط همين قدر به شما بگويم كه شما همه‌اش گله داريد كه چرا مسئولين نقدپذير نيستند؛ خوب، شما هم نقدپذير باشيد! نقدپذيرى كه فقط مخصوص مسئولين نيست؛ خوب، بالاخره اگر بر دانشجو هم نقدى وارد است، بايد نقدپذيرى كند. جمعيت زيادى آمدند در مقابل مجلس جمع شدند، شعارهائى هم دادند، شعارهايشان هم بد نبود، يك گروهى هم آن وسط شعارهاى تند دادند. البته من نمي گويم آنها آدمهاى بدى‌اند، نابابى‌اند؛ نه، بالاخره تندى كردند، جوانى كردند؛ اما اگر شما هم معتقديد كه اين شعارها افراطى بود، زيادى بود، حقش نبود، قبول كنيد. اينجور نباشد كه بگوئيد بالاخره هرچه كه گوشه‌ى قباى دانشجو را بگيرد - كه دانشجوها قبا هم ندارند! - مورد اعتراض قرار بدهيم. ممكن است به شما هم نقدى وارد باشد؛ نقد را قبول كنيد.»

 اسفساریه تبصره 3 ماده 71 قانون خدمات کشوری

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در پاسخ به استفساریه ای تبصره ای را مصوب می کنند که بر اساس آن مقامات سیاسی پس از پایان مسئولیت خود همواره 80 درصد حقوق جایگاه سیاسی خود را دریافت می کنند. اشکال اساسی این مصوبه در لفظ همواره است.

اعتراض ها شروع می شود. هفت نماینده مجلس در نامه ای ضمن برشمردن نکاتی مهم نسبت به لغو این اسفساریه که چند روز قبل از آن مصوب شده بود، طرحی ارائه می کنند. اما عده ای دیگر از نمایندگان کلا قانون را زیر سوال می برند، سعی می کنند با ترک صحن مجلس را از رسمیت بیاندازند و با حرکاتی شانتاژگونه درصدد می شوند تا آبی برای خود گرم کنند. (توضیح کل ماجرا)


http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/01/13900901155238906_PhotoL.jpg


تجمع در برابر سفارت انگلستان و باغ قلهک

عده ای از جوانان و تشکل های دانشجویی در سالروز ترور ناجوانمردانه شهید مجید شهریاری در برابر سفارت انگلستان تجمع می کنند. این تنها بنهانه تجمع نیست؛ چرا که روباه پیر سالهاست در کار ما و ملت های مسلمان موش می دواند. ترور دانشمندان هسته ای کشورمان، فتنه 88، دفاع از رژیم منحوس صهیونیستی، کمک به سرکوب بیداری اسلامی ملت های منطقه، تحریم های ناجوامردانه ملت ایران و ... از جمله این اقداماتی است که در همین چند سال گشته رخ داده است.

تجمع و تحصن با دخالت عده ای تبدیل می شود به تهاجم و تسخیر. اقدامی که شور انقلابی دارد اما شعور انقلابی به دنبال ندارد ...

با اصل تجمع هیچ مشکلی ندارم و در آن شرکت هم کردم اما آن چیزی که می رنجاندم این است که عده ای مصالح و منافع ملی را در نظر نمی گیرند و خود را جای تصمیم گیران مملکت می گذراند و هر اقدامی که احساس می کنند موج سواری بیشتری برایشان به دنبال دارد؛ انجام می دهند.

قصدم آن نیست که دوستانی که به سفارت حمله کردند را تخطئه کنم چرا که خود نیز با حرکت 8 آذر تا پشت درب های سفارت همراه و همدل بودم و آن را تایید می کنم اما قصد آن است که بگویم تندروی مذموم است.

تجمع کنندگان دیروز همه انقلابی بودند و انقلاب را دوست داشتند. اما جالب آنجاست که حمله کنندگان به سفارت بیشتر در زمره آنهایی هستند که مرض مصلحت نبینی دارند. همان ها که سخنان صریح رهبر انقلاب مبنی بر پرهیز از تندروی را در مقاطع مختلفی همچون غائله 18 تیر، حوادث بعد از انتخابات از جمله ماجرای کهریزک و حمله به کوی دانشگاه و ... شنیدند ولی باز هم تندروی کردند و مصلحت را قربانی خود کردند.


http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/08/13900908200826187_PhotoL.jpg


متاسفانه اینها، همان دوستانی هستند که امروز سخن صریح رهبر انقلاب درباره لزوم حفظ وحدت را شنیده اند اما با تاسیس پرچمی جداگانه در میان نیروهای انقلاب و اصولگرایان تفرقه می کنند.

سوالی که امروز ذهن مرا مشغول کرده این است که چرا آنها، این جمله صریح رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی را شنیده اند ولی باز هم مانع وحدت نیروهای انقلاب و اصولگرایان می شوند: «بايد توجه كرد كه اين مجموعه اصولگرا و انقلابي اي كه امروز در مجلس هستند بحمدالله در كشور هم اكثريت قاطعي دارند به دليل همين انتخابي كه انسان مي بيند انجام گرفته، خب اين نشانه اين است كه مردم دوست مي دارند اين جهت گيري و اين راه را. اين را حتي المقدور نگذاريد متشتت بشود. اين وحدت مهم است. حالا ما در سطح كشور هم معتقد به وحدتيم. در اين مجموعه معتقد به ارزش ها و اصول هم معتقد به وحدتيم. اين را بايد حفظ كرد. ولو با يك اغماض هايي. بعضي از اغماض ها ممكن است اعتراض برخي ديگر را متوجه انسان بكند ولي خب بكند آدم حق را بايد ببيند چيست. يك جاهايي بايد برخي از اغماض ها را انجام داد براي يك مصلحت بزرگتري كه حالا در اين مورد بحث ما مصلحت اتحاد و اتفاق و عرض كنم كه با هم بودن و يك حرف زدن و يكصدا داشتن و اينهاست.»

ساده ترین جمله ای که در نقد این دوستان میتوان گفت که آنها شور انقلابی ندارد ولی شعور انقلابی آنها دچار مشکل است و به مرضی به نام «مصلحت نبینی» دچارند...

پی نوشت: از آنجا که احساسم این است که در شرایط حاضر انتقاد علنی اصولگریان از یکدیگر به تفرقه بیشتر کمک می کند ادامه این نوشتار و نقد رفتار این طیف را به بعد از انتخابات موکول می کنم.


نوشته شده توسط علی رجبی در پنجشنبه دهم آذر 1390 |
رهhttp://farsi.khamenei.ir/Data/FA/Static/Works/Books/009/A.jpgبر معظم انقلاب در سفر تاریخی خود به استان کرمانشاه موضوعاتی را مطرح کردند که پیش از این بعضا مورد اختلاف و شبهه نزد بعضی از سیاسیون بود. از آن‎جا که در تاریخ کشورمان برخی گروه‎‎های سیاسی همچون: توده، رستاخیز، مجاهدین خلق و... نام حزب را برخود نهاده بودند این کلمه مورد حساسیت واقع شده و نوعی احساس ناخوشایند را در مردم نسبت به احزاب و تشکل‎‎های سیاسی ایجاد کرده بود. شاید به‎خاطر همین پدیده ذهنی غلط بود که جز در چند مورد، در سال‎های پس از انقلاب احزاب اسلامی و قدرتمند نتوانستند شکل بگیرند و فضای سیاسی کشور ما دچار روحیه‎ای حزب‎گریزانه شد. حضرت آیت‎الله خامنه‎ای در پنجمین روز سفر خود به استان کرمانشاه در جمع دانشجویان این استان پاسخی صریح به همه آن‎هایی که مخالف وجود ساختار حزبی در کشور هستند داده و فرمودند: «... ما با تحزب مطلقا مخالف نیستیم. این‎که خیال کنند ما با حزب و تحزب مخالفیم، نه، این‎طور نیست. قبل از پیروزی انقلاب، پایه‎‎های یک حزب بزرگ و فعال را خود ما ریختیم؛ اول انقلاب هم این حزب را تشکیل دادیم، امام هم تأیید کردند، چند سال هم با جدیت مشغول بودیم؛ البته بعد به جهاتی تعطیل شد. همان‎وقت به ما اشکال می‎کردند که تحزب با وحدت عمومی جامعه مخالف است. من آن‎وقت یک سخنرانی مفصلی کردم، که بعد هم پیاده شد و چاپ شد و پخش شد؛ تحت عنوان «وحدت و تحزب». تحزب می‎تواند در جامعه انجام بگیرد، در عین‎حال وحدت هم صدمه‎ای نبیند؛ این‎ها با هم منافاتی ندارد. منتها آن حزبی که موردنظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتی که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به‎سمت یک آرمان‎هایی ایفا می‎کند... .» ایشان در ادامه احزاب را به دو دسته تقسیم کردند: یک دسته شامل احزابی که به جهت کانال‎کشی برای هدایت فکری جامعه پایه‎ریزی شده‎اند و هدف‎شان ارتقای جامعه به یک سطحی از معرفت و دانایی سیاسی و عقیدتی است که البته کسانی‎که یک چنین توانایی‎ای داشته باشند، به‎طور طبیعی در مسابقات قدرت و انتخابات هم صاحب رأی خواهند شد، ولی این هدف نهایی‎شان نیست. دوم؛ احزابی که تقلیدی از احزاب کنونی غرب هستند و صرفا باشگاه و مجموعه‎ای برای کسب قدرت هستند. گروهی با هم همراه می‎شوند تا با استفاده از سرمایه و امکانات مالی و استفاده از زد و بند‎های سیاسی به قدرت برسند. رهبر انقلاب در پایان این بخش از سخنان خود، حزب از نوع اول را که کارش کانال‎کشی در درون جامعه برای گسترش فکر درست و تربیت کادر است، مورد تأیید دانستند و حجت را برای آنان که مخالف تشکیل حزب در جامعه بودند، تمام کردند.
***
تاریخچه نهضت امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) و سلسله حوادث پس از مشروطیت که به پیروزی انقلاب اسلامی ایران انجامید، احزاب متعددی را به خود دیده که بعضا توانسته‎اند حوادث شگرفی را رغم بزنند و مسیر پیروزی انقلاب را سرعت بیشتری بدهند. فداییان اسلام به رهبری شهید مجتبی نواب صفوی و حزب جمهوری اسلامی، دو نمونه از تشکل‎‎های سیاسی و مذهبی موفق بوده‎اند. تحزب و تشکل در دوران پیش از انقلاب نمونه‎ای ابتکاری، نوین و مترقی از تشکیلات سیاسی بود که در دوران پس از انقلاب نیز توانست نمونه‎ای مناسب، اسلامی و مردمی به نظام سیاسی مردم‎سالاری دینی ارائه کند.

امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) به‎عنوان بنیان‎گذار انقلاب اسلامی ایران همواره حساسیت ویژه‎ای نسبت به تحزب داشتند. ایشان در روزگاری که افکار منحط ماتریالیستی غربی در قالب احزاب و دسته‌جات سیاسی همچون حزب توده، نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق و... ظهور و بروز پیدا کرده بودند پیوسته نسبت به سوء استفاده غرب از این مفهوم سیاسی برای به دام انداختن ملت‎ها هشدار می‎دادند و می‎فرمودند: «... [استعمارگران] احزابی درست کردند برای به دام انداختن ممالک عقب‎افتاده و ممالکی که از آن‎ها استفاده می‎خواستند بکنند. احزاب در آن‎جا این‎طور نبوده است که دو حزب مثلا با هم به حَسَب واقع یک اختلافی بکنند و یکی از آن‎ها به‎نفع دولت‎شان یا مملکت‎شان، یکی آن‎ها به‎خلاف او یک چیزی بگوید. لکن احزاب را به‎نظر می‎رسد که درست کرده‎اند برای این‎که دیگران هم به آن‎ها اقتدا کنند در درست کردن احزاب. در ممالک ما، و خصوصا در مملکت ایران، از اول که احزاب درست شده است، هر جمعیتی یک حزبی درست کرده، دشمن با احزاب دیگر. یک صحنه مبارزه بین احزاب. و این از باب این بوده است که چون خارجی‎‎ها می‎خواستند از اختلاف ملت‎ها، از اختلاف توده‎‎های مردم استفاده کنند، یکی از راه‎‎هایی که موجب این می‎شود که اختلاف پیدا بشود و مردم با هم در یک مسائلی مجتمع نشوند، قضیه احزاب بوده است. حزب درست می‎کردند. این حزب، حزبِ مثلا دموکرات، این حزب، حزبِ توده...»1

امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) در آن فضای مغشوش و فتنه گونه اوایل انقلاب، احزاب را به دو دسته تقسیم کردند؛ حزب‎الله و حزب الشیطان. «کوشش آن [حزب الهی] این است که دعوت به خود نکند، دعوت به خدا بکند، دعوت به الهیت و ملکوت بکند. آن چیزی که لازم است برای همه افراد بشر، این است که توجه کنند خودشان را در حزب خدا وارد کنند...»2

با این‎حال و با وجود تأکیدات حضرت امام (رحمت‎الله‎علیه) بر لزوم برپایی حزب‎الله و تمسک همه به آن، از آن‎جا که ایشان متعدد حزب به‎معنای غربی آن را رد کرده بودند، امروز برخی از عوام و حتی بعضی خواص نسبت به اعتقاد حضرت امام به حزب و تشکل سیاسی تردید دارند. در جواب این عده باید این بخش از سخنان امام(ره) را که در جلد شانزدهم صحیفه نور آمده، با صدای بلند خواند: «این‎طور نیست که «حزب» بد باشد و یا هر حزبی خوب باشد. میزان، ایده خوب است و اگر ایده چیز دیگری باشد این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد...»

ایشان به کرات نیز تأکید صریح بر برپایی حزب خدا داشته‎اند؛ همانند آن‎جا که در جلد دوم صحیفه نور آمده است: «حالا که ایران قیام کرده است... سازمان بدهید به این قیام... تمام جناح‎ها با هم بشوند، سازمان واحد باشند. یک حزب الهی، حزب خدا، حزب‎الله...»3

حضرت آیت‎الله خامنه‎ای نیز از کسانی هستند که از همان بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نگاهی تشکیلاتی داشتند و خود نیز در فعالیت‎‎های حزبی وارد شده، جزو مؤسسین اصلی حزب جمهوری اسلامی بودند.

ایشان در همان سال‎های ابتدایی انقلاب سخنرانی‎‎های متعددی در تبیین حزب اسلامی، نسبت تحزب و وحدت و پاسخ به شبهه‎‎های پیرامون تقابل تحزب و وحدت داشته‎اند که در سال 1358 به‎صورت کتابی تحت عنوان «گفتاری در وحدت و تحزب» نیز منتشر شد. گذشته از این‎ها روشن است که نفس حضور ایشان در سمت دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی، نشان از آن دارد که ایشان مانعی بر سر راه ورود تحزب به‎جامعه نمی‎بینند؛ با این‎حال بعضی از متشرعین از این جهت که حزب را مفهومی کاملا غربی و مغایر با اصول اسلام ناب و تعدد احزاب را برخلاف مسأله حزب‎الله واحد می‎پندارند؛ در قبال مسأله تحزب موضعی منفی دارند. این ذهنیت غلط در حالی شکل گرفته که رهبر معظم انقلاب می‎فرمایند: «بعضی از مشکلات ما ناشی از ضعف بعضی از مدیریت‎هاست که به کار‎های جزیی و فعالیت‎های سیاسی و حزبی سرگرم و مشغول می‎شوند. این‎قدر که من در این‎خصوص تأکید می‎کنم، بعضی کسان می‎گویند فلانی با حزب و تحزب مخالف است؛ در صورتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین حزب را ما درست کردیم. اگر تحزب به‎معنای واقعی کلمه وجود داشته باشد، من طرف‎دار آن هستم»4 ایشان در آخرین بیانات خود که در جمع دانشجویان استان کرمانشاه ایراد شد، بازهم به مسأله تحزب پرداختند و به روشنی تفاوت میان دیدگاه اسلام و غرب به این مسأله مهم جامعه بشری را تبیین کردند و در پاسخ به این سؤال که «نگاه ما به تحزب و حزب چیست؟» فرمودند: «ما با تحزب مطلقا مخالفتی نداریم و معتقدیم تحزب با وحدت جامعه منافاتی ندارد، به شرط آن‎که با نگاه درست ایجاد شود.»5

رهبری انقلاب با اشاره به این‎که دو نوع حزب می‎تواند در جامعه شکل گیرد، افزودند: «اگر حزبی برای کانال‎کشی و کادرسازی و هدایت فکری جامعه در زمینه‎‎های سیاسی، دینی، عقیدتی و دیگر عرصه‎‎ها به‎وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، کاری خوب و موردتأیید است که البته این‎گونه احزاب، اگر در رقابت‎‎های سیاسی هم وارد شوند، به‎طور طبیعی برنده می‎شوند.»5

ایشان نوع دوم احزاب را حزب‎‎های قدرت‎طلب دانسته و در نفی این‎گونه احزاب فرمودند: «برخی احزاب مانند احزاب کنونی غرب در واقع باشگاه‎‎هایی برای کسب قدرت هستند و سعی می‎کنند از هر طریق از جمله زد و بند سیاسی به قدرت برسند که ما این‎گونه تحزب را تأیید نمی‎کنیم اما اگر کسانی با همین نگاه دنبال تشکیل حزب باشند، جلوی آن‎ها را نمی‎گیریم.»

آن‎چه روشن است این نکته است که دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد عدم مخالفت با تحزب و نیز مبنا قرار دادن عملکرد و اهداف احزاب در تأیید و رد آنان، دقیقا منطبق بر اندیشه‎‎های سیاسی حضرت امام (رحمت‎الله‎علیه) در مورد تحزب در جامعه است که احزاب را به دو نوع الهی و شیطانی تقسیم می‎کردند. بنابراین بر طبق دیدگاه‎‎های صریح امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، نظام ولایت فقیه با حزب و تحزب در جامعه مطلقا تعارضی ندارد و صرفا آن‎چه یک حزب را بر دیگر احزاب برتری می‎دهد، بنیان فکری، ایده و هدف حزب است؛ احزابی که در پی کسب قدرت و منفعت شخصی باشند، مردود و احزابی که هدفشان خدمت، رشد و هدایت فکری جامعه است، مطلوب و مورد تأیید خواهند بود.

پی‎نوشت:
1- 3 دی 1357؛ سخنرانی در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور، نوفل لوشاتو، پاریس
2- صحیفه نور، جلد شانزدهم، 6 دی 1361؛ سخنرانی در جمع مسئولان حزب جمهوری اسلامی، جماران، تهران.
3- صحیفه نور، جلد دوم، صفحه 395
4- 12 آبان 1380؛ در دیدار با جوانان استان اصفهان.
5- 24 مهر 1390؛ در دیدار با دانشجویان استان کرمانشاه در جریان سفر به این استان.

نوشته شده توسط علی رجبی در یکشنبه هشتم آبان 1390 |

مثلث استکبار، فتنه و انحراف

دوازدهم اسفندماه سرنوشت قوه مقننه برای 4 سال آینده مشخص می‎شود و نمایندگان مردم از حوزه‎‎های انتخابی خود به صندلی‎‎های سبز بهارستان می‎رسند. اهمیت انتخابات پیش‎رو از چند حیث قابل بررسی است:

1- بیداری اسلامی: ماه‎‎های منتهی به پایان سال در رقم خوردن سرنوشت خاورمیانه تأثیر اساسی دارد. در شرایطی که ملت‎‎ها علیه دولت‎‎های سرسپرده خود قیام کرده‎اند و صحنه فکری و سیاسی کشور‎های عربی آبستن تحولات و کشمکش میان جریان‎‎های اسلام‎گرا و غرب‎گراست، قطعا فضای آرام کشورمان می‎تواند زمینه برای پرداختن همه‎جانبه به مسأله بیداری اسلامی و تأثیر‎گذاری دستگاه دیپلماسی ما بر آینده آن‎‎ها را فراهم ‎کند.

2- جهاد اقتصادی:‎ رهبر معظم انقلاب سال جاری را سال جهاد اقتصادی نام نهاده‎اند. خط مشی رهبری نشان از آن دارد که ایشان به‎دنبال نهادینه‎سازی این گفتمان، برای پیشبرد گفتمان عدالت و پیشرفتی هستند که اکنون در سومین سال آن قرار داریم. به همین دلیل، یکی از آفات انتخابات پیش‎رو، اصلی شدن مسأله انتخابات، گرفتاری در مسائل فرعی و تضعیف مسأله اصلی جهاد اقتصادی است.

3- جریان‎‎های معارض: نظام استکبار همواره به‎دنبال ایجاد شرایطی برای تضعیف و در نهایت حذف گفتمان جمهوری اسلامی ایران بوده و در این راه از هیچ گونه کوششی دریغ نکرده است. در جریان انتخابات 88 شاهد بودیم که جریانی از ماه‎‎ها قبل با کوبیدن بر طبل توهمی به نام تقلب، به‎دنبال ایجاد چالش‎‎های امنیتی برای نظام بود. از طرفی دیگر جریان انحرافی با قدرت و ثروتی که در اختیار دارد درصدد است تا مجلس آینده را نیز تحت سیطره خود بگیرد. حضور پرشور و حداکثری مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس، همچون همیشه می‎تواند توطئه بدخواهان و تلاش مذبوحانه مثلث استکبار، ‎ فتنه و انحراف را خنثی کند.

نوشته شده توسط علی رجبی در شنبه سی ام مهر 1390 |